علیرضا کریمی

پژوهشگر هنر

نقد نمایشگاه

نقاشی البرز در آئینه پنجمین سالانه

آیین گشایش نمایشگاه آثار راه یافته به «پنجمین سالانه نقاشی استان البرز» در ساعت ۱۶ شنبه ۲۵ اُم بهمن ماه ۱۳۹۹ در طبقه پنجم ساختمان تجاری «مِهرادمال» واقع در خیابان شریعتی (عظیمیه) کرج با حضور هنرمندان، برگزارکنندگان و مدعوین این رویداد هنری برپا شد. حال و هوای برگزاری دوره پنجم از این رویداد با ادوار پیشین یک فرق اساسی داشت و آن انتخاب محل نمایشگاه در موقعیتی جدید و البته جذاب در اتمسفری فرهنگی و هنری بود که به رسمیت و وقار «سالانه» به اندازه قابل توجی کمک میکرد. طبقه پنجم این برج اداری-تجاری طوری طراحی شده که فضای فروش کتاب، اجرای موسیقی، سالن نشست تخصصی، پنلسازی حرفهای برای محیط نمایشگاه، چیدمان و مبلمان و گردش صحیح یا سیرکولاسیون آن به همراه فضای کافیشاپ به خوبی از دید طراحان و دست اندرکاران این مجموعه فرهنگی دور نمانده بود. این در حالی است که نمایشگاه در سالهای گذشته به طور عمده از فضای موجود در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی البرز بهره میبرده که واجد ویژگیهای فوق الذکر نبوده و مثل فضای یادشده از قابلیت ارتباطگیری و پذیرش مخاطب برخوردار نبوده است. بنابراین به حتم یکی از نقاط قوت این رویداد را باید انتخاب محل برپایی با ویژگیهای مذکور دانست. 

به گفته «فرج الله عطابکی» - رئیس انجمن هنرهای تجسمی استان البرز - فراخوان این رویداد در آبانماه ۱۳۹۹ انتشار یافته و در مهلت مقرر، ۱۷۰۰ اثر در بخش «رقابتی» به دبیرخانه واصل شده که از میان آنها ۹۹ اثر از ۷۳ هنرمند برای نمایش و قرارگیری در چرخه داوری نهایی «برترینها» - موعد هفتم اسفندماه - انتخاب شده است. بخش «مدعوین» پنجمین «سالانه» نیز به ارائه آثار هنرمندان برگزیده و صاحبنام از «البرز»، «تهران»، «قزوین» و «زنجان» با نمایش ۷۷ تابلو از ۷۷ هنرمند – هر هنرمند یک اثر – مربوط میشد. طبیعی است که تاریخ خلق آثار به نمایش درآمده در بخش «مدعوین» به سالهای کمی عقبتر و آثار بخش «رقابتی» به سالهای نزدیک – حدوداً ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۹ – تعلق داشت. «رئیس هیئت مدیره خانه هنرمندان کرج» در ادامه به آزاد بودن موضوع و تکنیک کار هنرمندان طی فراخوان جشنواره اشاره کرد که زمینه ایجاد تنوّع در وصول آثار رسیده به دبیرخانه را فراهم آورده بود. چه آنکه، حضور نسل جوان و تازه نفس از نقاشان البرزی از نقاط قوت دیگری بود که میتوانست افق روشنی را برای هنرهای تجسمی این رویداد شکل دهد. وی با اشاره به فضای محدود گالریهای موجود شهر کرج – که توان و ظرفیت نمایش بیش از ۶۰ اثر را در خود دارا نیستند – به اهمیت نوبت پنجم «سالانه» پرداخت که توانسته فصل جدیدی را در فضایی تازه برای هنرمندان البرز فراهم آورد. خاطرنشان میشود دبیری بخش هنری این رویداد را «سعید امدادیان» و دبیری بخش اجرایی را «محمد دستگیر» بر عهده داشتند. هیئت داوری این رویداد نیز متشکل از چهرههایی نظیر «علیرضا آدمبکان»، «سحر داعی»، «حسین تمجید»، «حسن کارگری» و «نعیمه وحدتخواه» بوده است.

آثار به نمایش درآمده به لحاظ سبکشناسی از تنوّع بالایی برخوردار بودند که این مسئله به آزادی در انتخاب و عمل هنرمندان در فراخوان باز میگشت. «رنگ روغن»، «اکرلیک»، «آبرنگ»، «ترکیب مواد» و«کلاژ» از تکنیکهای رایج به کار رفته در آثار این رویداد بود که سهم «اکرلیک» در میان آنها نسبت به سایرین، بیشتر مینمود. ابعاد و اندازه کارها نیز از قابهای کوچک تقریبی ۳۰ × ۴۰ سانتیمتر آبرنگها شروع و به تابلوهای بزرگ ۲۰۰ × ۲۰۰ سانتیمتر ترکیب مواد پایان مییافت. «تقلید»، «اقتباس» و «نوآوری» را میشُد به طور همزمان در خیلِ آثار مشاهده کرد. برای مثال تابلو قطع بزرگ تنه درختان بیش از هر چیز بیننده آگاه تجسمی را به یاد تابلو درختان سهراب سپهری میانداخت و یا رد پای نقاشیهای «مارک شاگال» را میتوانستیم به وضوح در تابلویی از «احمد زهدی» شاهد باشیم. نحوه رنگپاشی «سمانه گروسی» در تابلو پرتره او کاملاً یادآور مواجه «جکسون پولاک» با رنگ و بوم است. با این وجود، حال و هوای نقاشیهای «محمود جوادی پور» و «احمد اسفندیاری» در نمایش صحنههای روستایی و زندگی مردمان کوچه و خیابان را نیز میتوانستیم در لابلای شماری از کارهای هنرمندان ببینیم. در این میان برخورد فتورئالیستی با موضوع در تابلو «مادر و دختر بر سجاده نماز» و نمای کلوزآپ از پرترهها در تابلوهای دوگانه «زن و مرد»، واقعگریانهترین اثر به نمایش درآمده پس از پرترهها محسوب میشد. بیان فراواقعگرایانه «افسانه غفوری» در تابلوهای دوگانه خود با نمایش عناصری چون ریشهها، خانههای کوچک و برجها و فضای زیرزمین و البته آب، در جوّی تیره و تاریک، بر زیست بوم کنونی انسان عصر مدرن نقد واضح داشت. علاقه شماری از هنرمندان به انتخاب «سوررئالیسم» و حالتهایی از آن نیز در آثاری نظیر «جنین»، «امواج دریا» و یا «آرمیده بر تخت» مشهود بود به نحوی که در همه آنها دوگانه تولد -مرگ یا جوانی-پیری به خوبی نقش آفرینی میکردند. «ساغر گلستانه» در دو اثر ارائه شده خود توانسته بود به خوبی فضاهای معماری و خانههای شهری را با زبان «کوبیسم» در هم آمیزد. انتخاب ترکیببندی «ایستا» و «پویا» توأمان موجبات تلقی «حرکت زمانی» در تابلو را به نحو جذابی برای بیننده فراهم آورده و تصویرکردن هفت دایره با موجی که در ذهن مخاطب ایجاد میکرد میتوانست بر «حادثهای ویرانگر» یا «گردش زمانه» و یا تطبیق »زمین و آسمان» - طبقات هفت گانه- دلالت کند.

«سالانه نقاشی استان البرز» هر چه بود توانست در پنجمین دوره برگزاری خود گام بلندی را برای حرفهای و پایدار شدن بردارد. تا هنرمندان این منطقه - با ظرفیت های قابل توجّهی که دارند - بتوانند از احتیاج به عرضه و رقابت آثارشان در پایتخت کمی فاصله گرفته و احساس کنند که در شهر محل سکونت خود نیز میدانی برای دیدهشدن پیدا خواهند کرد. بیشک استقلال هنری کرج از تهران – پس از تبدیل شدن به یک استان – میتواند از اهداف بلند و میان مدّتی باشد که جشنوارههایی از این دست قادر به تسهیل و تسریع آنند. لیکن باید توجه داشت که این مهم تنها با استقبال از نقد صحیح و عالمانهای ممکن است که بتواند به رشد این رویداد یاری رساند. شاید یکی از اشکالات وارد بر این اتفاق هنری، همزمانی با «جشنواره هنرهای تجسمی فجر» باشد که به لحاظ قرابت زمانی، جغرافیایی و موضوعی موجب کمفروغی یا اسقبال حداقلی هنرمندان و ارسال آثار سالهای قبل و یا کم کیفیتترشان شود. دو دیگر فقدان جلسات نقد و بررسی هنرهای تجسمی البرز است که میتواند در مدّت زمان برگزاری نمایشگاه با دعوت از چهرههای شناخته شده و جذاب علمی-هنری با هدف ارزیابی و ترسیم چشم انداز آینده رخ دهد. آزاد گذاشتن موضوع برای ارسال آثار توسط هنرمندان البته باعث فراخ شدن میدان کار و خلاقیت بیشتر میشود اما این نکته نباید فراموش شود که این رویداد میتواند بخش جانبی یا موضوع محوری داشته باشد که هنرمندان البرزی را در مسیر «هویتبخشی» و تعریف هویت بومی شهر کرج و استان نوپای البرز یاری رساند وگرنه تکثر سبکها و تکنیکها و موضوعات در دراز مدت به شکلگیری شخصیت هنری مستقل این ناحیه چندان کمکی نخواهد کرد. نحوه قیمتگذاری بر روی آثار این نمایشگاه، از نکات قابل توجه دیگر بود به نحوی که بر تعدادی از آنها مشهود و بر تعدادی دیگر به شکل متواری دیده نمیشد. صرف نظر از چیستیِ ملاک قیمتگذاریها، شایسته است موضوع فروش آثار در فصلی دیگر و مجزا مورد عنایت قرار گرفته و رویداد فعلی بر بُعد تخصصی، حرفهای و رقابتی تمرکز کند.

از مسائل مُبتلابه و مهّمی که متوجّه هنرهای تجسمی ما به طور عام و استان البرز به طور خاص بوده و در این نمایشگاه نیز میتوان تأثیرات آن را مشاهده کرد، همانا دشواری تشخیص کار هنرجو از استاد به دلیل نزدیکی بسیار زیاد اثر شاگرد به استاد است. پُر واضح اینکه این مسئله به تقلید تام از سبک و سیاق مدرس توسط هنرجو مربوط میشود که فضای آن بر روی خیلی از آموزشگاههای هنری کنونی ما سیطره داشته و به تعبیر اهالی هنر به «تکرار عین به عین شخصیت استاد در شاگرد» مُنتج میشود. اتفاقی که به طبع، مخالف جریان «هنرمندپروری خلّاقِ» نهادهای آموزش هنر بوده و نخواهد توانست به خروجی و نتایج روشن و مطلوبی در فرداها دست یابد؛ و نکته پایانی اینکه لازم است دبیرخانه «سالانه» سیاستی اتخاذ کند تا از حالت «مُنفعل» – فراخوان و داوری و تقدیر تکرارشونده یا مدیریتشده – خارج و در حالتی «فعّال» مسیر آینده و پیش روی هنر تجسمی البرز را ترسیم و راهبری نماید. که البته این مهّم مُحتاج «پایش»، «برنامهریزی» و «اقدام» مؤثری است که در هر سال میبایست تقویت و ترفیع شود. بیشک دخالت دادن نقش نخبگان و صاحبنظران در «هیئت اندیشه ورز» این رویداد امری واجب و انکار ناپذیر بوده و هست.

برگزاری جلسه دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد هنر اسلامی

تبیین نوگرایی در نگارگری معاصر خراسان

(پایان نامه کارشناسی ارشد هنر اسلامی، دانشجو امیرعباس هاشمی، موسسه آموزش عالی فردوس، پنج شنبه 15 اسفند 1398)

چکیده

نگاه مدرن یا همان سبک مدرنیسم که از اروپا شروع شد وسپس با تاسیس دانشگاه ها در ایران رواج پیدا کرد، پس از گذشت سال ها، مخاطبان زیادی از جمله نقاشان را به خود جذب کرده است. لیکن هنر نگارگری به دلیل وجود مبانی و اصول سنتی خاص خود، از انطباق پذیری با این نگاه جدید سر باز زد، و هربار هنرمندی برای تغییر و به روز رسانی این هنر تلاش کرد، توسط سنت گرایان مورد موآخذه و اتهام به تخطی از اصول سنتی  قرار گرفت. نظیر محمود فرشچیان که پس از سال ها مطالعه و فعالیت در این رشته آثاری را خلق کرد که تحسین همه را برانگیخت، اما با مخالفت سنت گرایان نگارگری مواجه شد.این امر موجب گشت تا تعداد علاقه مندان این هنر کاهش یابد و بین نگارگران و جامعه هنری فاصله ایجاد شود. در این میان نگارگرانی که نگران آینده این هنر بودند، از جمله نگارگران خراسان،  پا به میدان گذاشته و با ایجاد نوآوری هایی توجه مخاطبان را به خود جلب کردند. لیکن به دلیل سرعت بالای پیشرفت علم و تکنولوژی، سلیقه ی مخاطبان هنر، روز به روز در حال تغییر می باشد، لذا برای شکوفایی و رونق دوباره هنر نگارگری، می بایست نوگرایی و نوآوری، بصورت سیری ممتد در این هنر وجود داشته باشد. به همین علت چهارچوب و اصولی منسجم نیاز است تا هنرمند بتواند بدون صدمه زدن به مبانی اصلی و بنیان نگارگری، دست به نوگرایی و نوآوری بزند. در این پژوهش ابتدا به بررسی پیشینه نگارگری و فرآیند شکل گیری نوگرایی در نقاشی معاصر، که بوجود آورنده یک بستر مناسب برای ایجاد نوگرایی در نگارگری، و تاثیر گذار در روند شکل گیری آن بوده، پرداخته ایم، سپس به کمک معیارهایی که با مطالعه و تحقیق در مقالات و پژوهش های انجام گرفته در این زمینه به دست آمده اند، آثار دو تن از نگارگران برجسته خراسان را مورد تحلیل و بررسی قرار داده ایم، تا به چگونگی وکیفیت نوگرایی و نوآوری در نگارگری خراسان پی ببریم.

(متن نگارش یافته توسط دانشجو)

واژگان کلیدی: نو گرایی، نگارگری،نگارگران معاصر،مکتب خراسان(مشهد)

مقاله علمی فرشته در نقاشی های معراج

واکاوی نقش فرشته در نقاشی‌های معراج حضرت محمّد(ص) در دوره‌های تیموری و صفوی

دوفصلنامه پژوهشی گرافیک و نقاشی دانشگاه الزهرا س/ شماره3 از دوره 2 / پاییز و زمستان 1398

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد تصویرسازی، موسسه آموزش عالی فردوس، مشهد، ایران، نویسنده مسئول.

2 مربی گروه نقاشی، موسسه آموزش عالی فردوس، مشهد، ایران

10.22051/pgr.2019.27959.1048

 چکیده
  فرشته مخلوقی آسمانی و موجودی نامریی بوده که همواره، ذهن آدمی را به خود مشغول کرده است؛ این موضوع در میان آثار هنرمندان دوره­های هنر اسلامی، همواره، مورد توجه بوده؛ به نحوی که در دو دوره مهم و هنردوست تیموری و صفوی، به این موضوع پرداخته‌ و آن را در اشکال متنوع در نگاره‌ها دست‌مایه کار خود قرار داده­اند؛ آنچه این‌جا، به عنوان مساله، تامل هر پژوهشگری را به‌کار می­اندازد، وجوه تشابه و تمایز نقش فرشته در نگاره‌های معراج در دوره­های فوق و چگونگی تصویرسازی آن توسط هنرمندان است. آنچه معلوم بوده این‌که، ایشان، برای تصویرگری به مطالعه متن معراج پرداخته و ذهنیت کافی نسبت به روایت در خود ایجاد کرده­اند؛ اما وجه نامعلوم این‌که، در فرآیند کار خود تا چه حد، از میراث صورت‌گری دوره پیشین بهره برده و نیز اقتضائات دوره خویش را در آن دخالت داده­اند؟ روش به‌کار رفته در این پژوهش، توصیفی و تطبیقی با انتخاب نمونه­های معراج­نامه میرحیدر، خاوران­نامه و خمسه نظامی برای دوره تیموری و خمسه طهماسبی، هفت اورنگ جامی و حبیبُ السیّر برای دوره صفوی با تاکید بر عنصر تصویری فرشته است. نتایج حاصل از مطالعه در موضوع تحقیق را می­توان در سه بُعد مرتبه، ظاهر و کیفیت ظهور دنبال کرد. چه، آن‌که نخست، با مراتب مقرب و سایر فرشتگان با عملکرد راهنمایی و همراهی و خوش­آمدگویی و نظیر آن مواجهیم؛ دوم، با ظاهری متنوع از شکل، رنگ، پیکره­نگاری و چهره­پردازی که در عصر تیموری متمایل به وجه ساده­تر و در عصر صفوی با دقت بیش‌تر در حجم­ها و سایه­ها روبه‌رو هستیم؛ و سوم، کیفیت حضور ایشان در ترکیب­بندی که به مدد قرارگیری پیکره­ها و یا خطوط نگاه­ها و هادی در هر دو عصر تمایل به شکل منحنی از نوع حلزونی و کهکشانی مشهود است.  دریافت فایل مقاله
 
 کلیدواژه‌ها

صبحگاهان امیر بودم و شامگاهان امیر و باز امیر ...

قاسم فرزند حسن بود و چه زیبا نام بر او نهادند ...

قاسم ضمنا قاصم هم بود یعنی درهم شکننده (زورگویان) ...

سلیمان نیز بود که حکومت کرد بر دلهای مردمان از ایران گرفته تا همسایگان تا شرق و غرب عالم...

فخر الشیعه نیز بود همچون مختار که در تاریخ درخشان شد...

و عاقبت شهید شد که از زنده بودن دنیوی اش قاصم تر شد

آری ...

سر ما را بریده می خواهند    خواب ابن زیاد می بینم

شهر تا شهر کوچه تا کوچه    شمرها را زیاد می بینم

در کنار حسین جنگیدن         غیرت و زخم تیغ می خواهد

انتخاب چنین سرانجامی        اعتقاد عمیق می خواهد

در کنار حسین می جنگی      در نهایت شهید خواهی شد

خون برای حکومت ات باشد     وقت بیعت یزید خواهی شد

 

قاسم سلیمانی اثر حسن روح الامین

 

کارگاه مهارت نگارش در یک متن علمی SCD

 

بزودی ...

برگزاری کارگاه با عنوان: مهارت نگارش در یک متن علمی

مدرس: علیرضا کریمی

زمان: جمعه 22 آذر 1398 ساعت 9 الی 17

ظرفیت: 30 نفر

اعطای مدرک معتبر SCD

ثبت نام از طریق وبسایت سامانه مدیریت رویدادهای فردوس:

http://www.ferdowsconferences.ir/main/fa/workshops/details/84/

رئوس مطالب:

آشنایی با عنوان نویسی/ پاراگراف نویسی/ دستور فنی نگارش/ لحن و آهنگ کلام/ مهارت های کاربردی word

مقالات مرتبط با مبانی نظری نقاشی ایرانی و غربی

 

مقاله- مکتب خیالی نگاری/ مجله گلستان هنر شماره 2 / 1384 دریافت

مقاله - تجلی در هنر اسلامی؛ تجسد در هنر مسیحی-بودایی دریافت

مقاله- سیر تحول مکاتب نقاشی/ رهپویه هنر دریافت

مقاله - تاملاتی بنیادین در مطالعات تطبیقی هنر دریافت

تاسیس موزه های هنرهای معاصر در کشور، توسعه کمی یا کیفی؟

رویکرد توسعه ای از رویکردهای مورد علاقه دولت هاست بنحوی که افزایش کمی بیشتر مورد توجه اذهان عمومی بوده و هست و طبعا دولت ها نیز برای مقبولیت خویش از این ابزار استفاده می کنند. اخیرا معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی تفاهم نامه ای با سازمان منطقه آزاد کیش، بنای تاسیس موزه هنرهای معاصر کیش را نهادند تا این شهر بدنبال تهران، اصفهان، کرمان، اهواز و آبادان، هفتمین شهری باشد که دارای موزه هنرهای معاصر می شود. البته که پس از انقلاب اسلامی در سال 1357 و تجربه تاسیس موزه ای با این نام در تهران با ویژگی های خاص خود لازم می نمود تا موزه هنرهای معاصر به مورد تهران محدود نشود. و توسعه کمی در این باره به خودی خود امری مطلوب است اما نکته قابل تامل این است که موزه های تاسیس شده بعدی آن هم با سیاست تمرکززدایی، تاکنون چقدر توانسته اند جایگاه موزه ای خویش را ایجاد، تقویت یا تثبیت کنند. این در حالیست که موزه های مذکور بجز تهران، حتی دارای وبسایتی مستقل برای مراجعه کنندگان مجازی خود هم نیستند. مطلب قابل تامل در این باره زنده بودن موزه های استانی هنر معاصر در شناخت استعدادهای نو و هنرمندان قدیم و تلاش روزآمد ایشان و مخابره فعالیت های این نهادهاست که چندان شاهد آن نیستیم. و سخن آخر آنکه تاسیس موزه های استانی هنرهای معاصر از چه الگویی بهره مند اند؟ چراکه موزه هنرهای معاصر تهران تاسیس شده به سال 1355 خورشیدی یعنی دو سال پیش از وقوع انقلاب با خرید تابلو نقاشی ها از هنرمندان سبک های اکسپرسیونیسم انتزاعی، سوررئالیسم و ... اروپا و آمریکا به تبعیت از دوران مدرن تقریبا خالی از روح و اندیشه هنر نو به معنای ایرانی - در کمترین سهم از هنرمندان نوگرای ایرانی - بوده و در مقابل الگویی که پایه تجمیع آثار و مطالعه درباره آنها می توانست و می تواند آثار نقاشان ایرانی باشد. این همان تجلی کلمه استقلال در حوزه هنرهای تجسمی در دوران جمهوری اسلامی است که زنجیره مدیر، هنرمند و مخاطب می تواند آن را معنا بخشد.

نقد اجمالی سخنان وزیر درخصوص هنرهای جدید

چندی پیش سیدعباس صالحی در جمعی سخنرانی کرد و گفت: «ایران بدون هنرهای جدید در گذشته تاریخی خود دفن می شود» اگرچه ایشان منظور خود را چنین طرح کردند که امروزه برای معرفی هنرهای کهن باید هنرهای جدید را مد نظر داشت که در ظاهر حرف پسندیده ای است لیکن معمولا از تریبون های دیپلماتیک و وزارتی سخنانی ایراد می شود که دهها تفسیر از دل آن بیرون می آید. چه، اینکه ایشان نیز در جایگاه تئوریسین قرار ندارند که آن را شرح و بسط دهند. بنابراین نتیجه حاصل از این گفتار ممکن است در بیرون چیزی جز سوتفاهم و عدم درک درست از کلمات و عبارات باشد. برای مثال منظور از هنرهای جدید چیست و رابطه اش با هنر و تمدن ایرانی کدام است؟ آیا پوسته هر کدام توسط جامعه فرهنگ و هنر مورد استفاده قرار می گیرد یا جوهر آن.بنابراین پیش از هر چیز لازم است مدیران به ویژه مدیران تراز نخست ضمن واجدبودن جایگاه معلمی و تبیین صحیح عبارات، آن را برای مخاطب خاص که اصحاب هنرمندان و اهل قلم هستند واضح نمایند. گذشته همیشه در برابر قدیم قرار گرفته چنانچه سنت به معنای درست آن در برابر کهنگی و البته که عدم درک درست از آنها موجب دفن در گذشته خواهد شد. سنت ریسمانی است که در گذشته قرار داشته و سر دیگر آن امروز در دستان ماست پس ارتباط آن بریده شده و مدفون شده نیست. از طرف دیگر هنرهای جدید با صدور از غرب از حیث زیرساخت فرهنگی تفاوتهای عدیده ای با بسترهای بومی ایرانی اسلامی داراست. منظور آقای وزیر از زیرساختهای فرهنگی در سخنانش با اتکای به کدام منبع است؟ مطلب قابل عرض دیگر آنکه زمانی ما خواهیم توانست به مدد هنرهای جدید حتی با فهم درست و شرقی از آن تمدن کهن خود را معرفی کنیم که آن تمدن و هنر قدیم را بخوبی شناخته و بشناسانیم. حال آنکه این اتفاق به تمام و کمال برای جامعه معاصر روی نداده و بخشی از مشکلات هویتی نسل جدید نیز به همین مسئله باز میگردد.

سامان پنل

سامان پنل یا سامانه مدیریت کتابخانه های عمومی کشور مدتی است که خدمات خود را به محققان ارائه کرده و در صرفه جویی زمان جستجو میان منابع و اطلاع از موجود بودن آنها در کتابخانه های عمومی موثر بوده است. به این ترتیب اگر بخواهیم از موجودی کتاب مورد نظرمان در نزدیکترین کتابخانه محل زندگی خود مطلع شویم سامان پنل این کار را در کمترین زمان ممکن انجام می دهد. نسل جدید به خاطر ندارد که این کار در گذشته نزدیک باید با مراجعه حضوری به کتابخانه و گشتن در جعبه چوبی برگه دان ها انجام می شد که در خیلی از موارد نیز به نتیجه دلخواه ختم نمیشد. از امکانات دیگر این سامانه نمایش جغرافیایی کتابخانه به کمک تعیین موقعیت است. لینک سامان پنل در بخش پیوند های همین وبلاگ قرار داده شده است که می توانید با کلیلک بر روی آن به آن وارد شوید.


معرفی دانشجویان نمره الف دروس ترم 961 فردوس

خدمت دانشجویان محترم مؤسسه آموزش عالی فردوس

ضمن خداقوت به زحمات یک ترم کلیه شما دانشجویان عزیز در مطالعه و تحقیق دانشگاهی، اسامی دانشجویانی که نمره نهایی آنها در دروس ترم 961 بین 17 تا 20 بوده است را به شرح زیر اعلام داشته و از خداوند یکتا آرزوی موفقیت های بعدی را برای ایشان خواهانم.

هنر و تمدن اسلامی (ایران) روز پنج شنبه ساعت 14-12 تعداد دانشجو (29):

نسرین ارجمند (17) نگار الماسی (20) عالیه دوستعلی زاده (17) الهه رنجبر (18.25) هانیه علیزاده (20) زهرا کاسب (20)

هنر و تمدن اسلامی (2) روز چهارشنبه ساعت 18-16 تعداد دانشجو (8):

ملیکا متقی (17) نیره السادات محمودی (18)

تجزیه و تحلیل آثار نقاشی روز پنج شنبه ساعت 16-14 تعداد دانشجو (14):

نسرین ثابت (20) محدثه زنگویی (19.5) نجمه عنابستانی (19) فاطمه مروجی نسب (18) زینت میرزازاده (19.25)

هنر و تمدن اسلامی (ایران) چهارشنبه ساعت 10-8 تعداد دانشجو (18):

مهدی شریعتی (18.5) سمانه طهماسبی نیا (18.5) الهام علوی زاده (18.5) نرگس وطن خواه (17)

روش تحقیق چهارشنبه ساعت 16-14 تعداد دانشجو (11):

نجمه امینی (18.75) حافظه جوادزاده (18) نرگس عبداللهی (20) ندا عظیمی (18.25) الهام علی نژاد (17.5) نعیمه نیک دل (17.25)

حکمت هنر اسلامی پنج شنبه 18-16 تعداد دانشجو (17):

مهدی شریعتی (17)

آشنایی با هنر در تاریخ (1) چهارشنبه 14-12 تعداد دانشجو (23):

فاطمه اکبری (20) فاطمه عزیزی (19.5) بهاره احمدی (19) فاطمه گلزارپور (18) فاطمه نوقابی (20)

Alireza karimi
Art Researcher
www.karimi.id.ir
Alireza.karimi@shahed.ac.ir
t.me/History_IslamicArt
Instagram:Alirezakarimi.art
ORCID:0000-0002-0235-0069
کلمات کلیدی
پیوندهای مفید
Designed By Erfan Powered by Bayan